ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

hello party

1391/3/19 12:41
نویسنده : ندا
335 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه، نوزدهم خردادماه، دخترعمه م مریم، ناهار دعوتمون کرد, مناسبت مهمونی دیدار تازه کردن با بهجت جون و گل دخترش ویستای عزیز بود که دلمون حسابی براشون تنگ شده بوداین مهمونی به شما حسابی خوش گذشت،  کلی هم بازی داشتی که باهاشون سرگرم شدی ...

 آخرین باری که بهجت اومدن ایران شما تو دل مامان بودی...تو این مدت با وبلاگ ویستا جون باهاشون ارتباط داشتیم,http://vistamehr.blogfa.com/,

گلهای زندگی

از چپ به راست:ویستا جون، ابوالفضلم، رادین عزیزم، محیای گل

رادین جون و خیلی دوست داشتم ببینم...

فداتون شم

محبت

اینم محبت ویستا جون

همبازی

ابوالفضل تازه از خواب بیدار شده ی مامان

نازم

ویستای گل

ویستا: این نی نی ها چیکار می کنن؟

رادین نازم

رادین:خاله خسته شدم چقدر عکس می ندازی؟

ابوالفضلم

ابوالفضل: منو تاتی بدین

جیگرم

امیدوارم که به دوستانمون خوش بگذره و خاطره ی خوبی از این سفر براشون به یادگار بمونه...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (12)

مامان آریام
19 خرداد 91 22:10
خاله این لباست خیلی قشنگه و خیلی بهت میاد حسابی بوس کردنت لازم شده با یه فشار محکم


فدای تو
مریم خاله
20 خرداد 91 6:56
سلام خاله
قربونت برم
خیلی ماشالله ناز افتادی
انشالله که بهتون خوش گذشته باشه که مطمئنم گذشته
خوشحالم که دوستای خوبی پیدا کردی
انشالله که همیشه ی خدا خوشحال ببینمت
دست همه هم درد نکنه
قربونت برم
خاله مریم رو خیلی دعا کن خیلی دوستت داره


خاله موفق باشی
دوست دارم
مامان سید کوچولو
21 خرداد 91 0:06
چه پسمل نازی. چقدر جالبه که ساکت نشستن و عکس میگیرن


تازه از خواب بیدار شده آخه
مامان ماهان
21 خرداد 91 0:51
ای جووووووووووونم چقدر ناز شدی عزیز دلم
لباست خیلی خوشگللللللللللللللللله
همیشه به مهمونی عزیزم


فدای تو مرسی از لطفت
mona
21 خرداد 91 1:45
سلام عزیزم ممنون که مارو فراموش نمیکنی ببخشید خیلی وقت بود که به وب سر نمیزدم گل پسرتون رو ببوسین مواظبش باشین خدا حفظش کنه


سلام عزیزم، قربونت، خوشحال شدم از شما کامنتی خوندم
مامان رادین
21 خرداد 91 15:30
سلام
وای چه دوستهای خوبی
خوش به حال ابوالفضل جون


سلام واقعا خوش به حالش شده
مامانی
21 خرداد 91 23:30
سلام مامانی مهربون
بروزم با لباس برا نی نی جونم



سلام چشم
مریم مامان عسل
22 خرداد 91 3:42
ابوالفضلم چقدر جیگری تو اخه؟
بازم که تو مایه های تعجبی خاله جون؟


آره همیشه متعجبه پسرم
اینجا هم که از خواب بیدار شده متعجب تر شده
خاله نسيم
22 خرداد 91 9:18
چه پارتي باحالي چون دختر فرنگي هم پيششون بود جاي آرتين خالي


پس واسه دختر فرنگی جای آقا آرتین خالی بوده ؟
hadi
23 خرداد 91 21:40
سلام خدمت عزیز جان و همسر ش
حالتون چطوره ؟
دلمون تنگ شده
مرسی از این وبلاگه طبق روال خیلی بهم چسبید.
سلام برسون .
خدافظ.


سلام دایی هادی
دل ما هم تنگ شده
ایشاالله امتحاناتو به خوبی به پایان برسونی
هادی
1 تیر 91 15:27
تو عکسه محبت ویستا جون چقدر در چهره ی ابوالفضل آدم می تونه احساسات متضاد رو ببینه .
تمایلات متناقض در آدمی . خیلی جالبه
یه کمم حیای مادرجونی توی چشماش می شه دید.


ای جانم به داداش هادیه فیلسوفم
خدا مادرجون و بیامرزه
شايان
7 تیر 91 7:41
خيييييييييييلي نانازه.ايشاله هميشه سالم باشه.